ديروز يعني دقيقا پنجشنبه 17 آبان 1386 وقتي داشتيم از دانشگاه برميگشتيم، وسط مسير كه رسيديم به بهشت زهرا ، يكي از بچه ها گفت بيايد بريم بهشت زهرا. چون قرار داشتم گفتم نه ولي بعد يادم افتاد كه شب جمعه هست و بهتر از اين فرصت پيدا نميشه ، تازه يكي از بستگانمونم تازه فوت كرده بود كه موقع تدفينش من نبودم و وقتي يادش افتادم، گفتم با يه تير دو نشون بزنم.(خدا همه رفتگانو بيامرزه)
خلاصه رفتم سر خاك و از اونجا قرار شد يه سرم بريم حرم امام. تو راه كه ميرفتيم به قطعه شهدا رسيديم. يكي گفت اينجا يه شهيدي هست بنام شهيد پلارَك كه از سنگ قبرش گلاب ترشح ميشه. چون اولين بار بود كه همچين چيزي رو ميشنيدم ، موضوع برام جالب شد. از اينو اون پرسيدم تا بالاخره پيداش كردم. از فاصله 20 متري ديدم سر قبر يه شهيدي از همه شلوغتره. هر چي جلوتر ميرفتم حس ميكردم كه بويي شبيه بوي گلاب داره بيشتر حس ميشه. وقتي رسيدم اونجا فهميدم كه درست اومدم. كاري نداريم اونجا كه كاملا گيج شده بودم ، از چند نفر درباره اين موضوع پرسيدم كه هيچكدوم نميدونستن .
اومدم خونه و نشستم پشت كامپيوتر و شروع كردم به سرچ تو سايتاي مختلف تا بالاخره چند تا مطلب درباره اين شهيد پيدا كردم كه وقتي اولي رو خوندم واقعا روي صندلي خشك شدم و بدنم يخ كرد. خودتون بخونيد تا باور كنيد:
بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلابی از زیر آوار می آید .
وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود .
هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرا تهران ، در قطعه 26 به خاک میسپارند ، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد بطوريكه اگر سنگ قبر شهيد پلارك رو خشك كنيد ، از اونطرف سنگ خيس ميشه و گلاب ازش بيرون مياد.
می گویند شهيد پلارك مثل يكی از سربازان پيامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسيل الملائكه " بوده است . " غسيل الملائكه " به کسی می گویند كه ملائكه غسلش داده باشند . در تاريخ اسلام آمده كه حنظله غسيل الملائكه كه از ياران جوان پيامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می کند و در حجله می خوابد . فردا صبح ، زمانی كه لشكر اسلام به سمت احد حركت می كرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله كرد و بنابراین نرسيد که غسل كند . او در این جنگ شهيد شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پيامبر بالای پیکر او آمد و از اين واقعه خبر داد . حالا گفته می شود شهيد احمد پلارك عزیز هم اينچنين است و برای همين است كه هميشه قبر او خوشبو و عطرآگین است .
خيليها سر مزار شهيد سيد احمد پلارك نذر و نياز ميكنن و از خداي او حاجت و شفاعت ميخوان.
او معجزه خداست.

در 13 سالگي تا به هنگام شهادت 23 سالگي نماز شبش ترك نگرديده بود.
شبهاي بسياري سر بر سجده عبادت با خداي خود نجوا مي كرد و اشك مي ريخت...
اشكهاي شهيد سيد احمد پلارك امروز رايحه معطري است كه انسانها را تسليم محض اراده و قدرت
آفريدگارش ميكند.
بسم الله الرحمن الرحیم
|
تعداد |
ذکر |
ایام |
ردیف |
|
100مرتبه |
یارب العالمین |
شنبه |
1 |
|
100 |
یاذالجلال والا اکرام |
یکشنبه |
2 |
|
100 |
یاقاضی الحاجات |
دوشتبه |
3 |
|
100 |
یا ارحم الراحمین |
سه شنبه |
4 |
|
100 |
یا حی یا قیوم |
چهار شنبه |
5 |
|
100 |
لا اله الاه ملک الحق المبین |
پنجشنبه |
6 |
|
100 |
صلوات |
جمعه |
7 |
|
التــــماس دعـــــا | |||
ولادت حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک باد
قلمم واﮊه های خسته را از نگاه تو می نویسند
شعرم مهربانی را از صدا ی توغرض می گیرد
مادرم می بینم اخم هایت به من می خندند
می شنوم نفرین هایت مرا دعا می کنند
میدانم اگر صدایت کنم پاهایت
بهشت را تاب نمی آورند
له می کنند و اگر صدایم کنی
آوایت جهنم را بهشت آتش را مهربان می کند به من
مادرم نمیدانم کدام مکتب درس خواندی
که از نگاهم می خوانی بزرگترین غم هایم را و ناگفته از حفظی
بزرگترین رازهایم راستی چند هزار شاعر زندگی می کنند در دلت
که نگاهت می سرایند این شعرهای بلند را؟
مادرم میدانم که قلم ها قصه ات شعرها غصه ات درک نمی توانند لیک بدان که بی تو
نه شعری که در دلم هست اینقدر بلند میشد و نه قلمی که در دستم اینقدر کوچک
استخاره بگیرید
حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي
يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه
شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.
وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم
چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو
خيلي مشغول بودي.
يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي
جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.
خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و
در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي.
تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم
که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار
هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي
که با من حرف بزني،سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي
و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.
بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون
را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت
زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر
نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را
کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛
و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي.
بعد از آن که به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي
و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در
کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش
را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگرانصبورباشي.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر يک سر تکان
دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد.
خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم
منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم
به من وقت بدهي.
آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،
مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي...
دوست و دوستدارت:خدا![]()
سلام به بند گا ن حقیقی پروردگار
خدا را با دل عبادت کن و با رفتار اطاعت .
تنها اینگونه می توانی بنده ی حقیقی پروردگار باشی و بندگی خود را
به او ثابت نمایی.
عبادت زبانی بندگی را به خود انسان ثابت می کند.
انسانی که بندگی اش را به معبودش ثابت نکرده باشد با اثبات آن به خود،
خود را می فریبد وگرفتار غرور می گردد.
این عکس پسر دوستم شایان هست
میبینید بچه ها چقدر نازه![]()
تازه بدنیا اومده من که خیلی از بدنیا اومدنش خوشحال شدم تازشم می خوام از این به بعد عکسهای جدیدتری ازش بزارم فقط ماشاءاله بگید چشم نخوره
راستی شایان جون بنده خونشون ایران نیست تو نیوزلند هست اگه اینجا بود کلی دختر کشده مرده می داد الان هم اونجا را کولاک کرده![]()
![]()
منتظر عکسهای بعدی باشین
It is impossible to capture in words
نمی توان درواژه ها گنجاند
The feeling I have for you
احساس من را به تو
They are the strongest feeling that I
احساس من به تونیرومندترین احساسی است
Have ever had about
که تاکنون داشته ام
Yet when I try to tell you them
با این حال هنگامی که می خواهم آنرا به تو بگویم
Or try write them to you
یا حتی آنرا برایت بنویسم
The words do not even begin to touch
واژهای را نمی یابم که حتی بتواند

The depths of my feelings
احساسی نزدیک به ژرفای احساس مرا بیان کند
And though I cannot explain the essence of
و گرچه من نمی توانم جوهر چنین
These phenomenal feelings
احساس شگفت انگیزی را بیان کنم
I can tell you what I feel like when I am with you
می توانم بگویم در کنار تو چه احساسی دارم
When I am whit you it is as if
آنگاه که در کنار توهستم
I were a bird flying freely in the clear blue sky
گوئی پرنده ای هستم که آزاد در آسمان صاف و آبی رنگبال می گشاید
When I am with you it is as if
آنگاه که در کنار تو هستم

I were a flower opening up my petals of life
گوئی گلی هستم که شاداب گلبرگهایش را می گشاید
When I am whit you it is as if
آنگاه که در کنار تو هستم
I were the waves of the ocean crashing strongly
گوئی موجی هستم در اقیانوس که توفنده
Against the shore
بر ساحل می کوبد
When I am with you it is as if
آنگاه که درکنارتوهستم
I were the rainbow after the storm
گوئی رنگین کمانی هستم درپس طوفان
Proudly showing my colours
که سربلند،رنگهایم را نمایان می سازم
Whwn I am with you it is as if
آنگاه که درکنارتوهستم
Everything that is beautiful surrounds us
گوئی غرق درزیبائی ها گشته ام
this is Just a very small part
واین تنها بخش کوچکی است
of how wonderful feel
ازاحساسی شگفت
When I am with you
انگیزکه درکنارتودارم
Maybe the word "love" was invented to explain
شاید واژه ی عشق را از آنرو ساخته اند
The deep, all encompassing feeling that
تا ژرفا و شکوه احساس
I have For you
من به تورابیان کند
But some how it is not strong enough
اما،انگارکه این توان راندارد
But since it is the best word that there is
ولی بدان خاطر که عشق کماکان بهترین واژه هاست
Let me tell you a thousand times
بگذار هزاربار بگویم
I love you more than "LOVE"!!...
بیش از عشق عاشق تو هستم!!
(اینم جیگر بنده است)![]()
شاد باشید و دریایی.. الهه







وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
|
| |
|
__*############## __################ _##################_________*####* __##################_____*########## __##################___*############# ___#################*_###############* ____#################################* ______############################### _______############################# ________=########################## __________######################## ___________*##################### ____________*################## _____________*############### _______________############# ________________########## ________________=#######* _________________###### __________________#### __________________### | |
تقدیم به هلیای جیگرم ![]()


منتظر عکسهای بعدی باشید
برمیگردم![]()
ببخشید دیر براتون این مطلب و نوشتم انقدر سرم شلوغ بود که وقت نمی کردم.
بالاخره روز تولد کوچولوی ما سر رسید یعنی ۱۳/۳/۸۶. همه اومده بودند نمیدونید هلیا چه کادوهای قشنگی جمع کرده بود. نمیدونید چیکار می کرد کاش بودین و می دیدین. آخه انگار متوجه شده بود که تولد یعنی چی . انقدر میرخصید که خدا می دونه. تا آخر موقع شام از خستگی خوابش برد. اونم هلیا ای که تا شیر نخوره نمی خواب تو بغل الهه خوابید.(برام جای تعجب داشت). ![]()

عزیز دلم تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
خيلي ناراحتم![]()
![]()
آخه بچم تو بيمارستان خوابيده . دارم ميمرم . (گرما زده شده) كلي گريه مي كنه. اگه بهش سرم بزنند خوب ميشه . ولي كلي ناآرامي ميكنه چون نميزاره بهش سرم بزنند. از ديروز تا حالا آمده بيمارستان.
ديروز هم خاله هايش و مامان جونش اومده بودن ببيننش ولي اون همش گريه مي كرد.![]()
براي بچم دعا كنيد زود خوب بشه![]()
از امروز براي راحت شدن اون دسته از اقوام و دوستاني كه هر روز دوست دارند هليا كوچولو
رو ببينند
ولي ![]()
سختشون كه اين مسافت رو طي كنند،اين وبلاگ راه اندازي شد. وبهتون قول ميدم كه عكس هاي جديد
هليا رو بگذارم اينجا تا هر روز ببيندش و كلي كيف كنيد![]()